الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

303

شرح كفاية الأصول

چون نفر واجب است ، غايت آن ( انذار ) ، واجب مىباشد و وقتى انذار واجب شد ، غايت آن ( حذر ) واجب مىشود ، زيرا غايت غايت واجب ، واجب است . آنگاه با وجوب حذر ، قول منذر و خبر واحد نيز حجّت خواهد بود ، زيرا اگر قول منذر ، حجّت نباشد ، معنا ندارد كه حذر واجب باشد . و يشكل الوجه الأوّل . . . مصنّف بعد از آنكه سه وجه در تقريب براى استدلال به آيه نفر ، بيان كرد ، ابتدا وجه اوّل و سپس وجه دوّم و سوم را مورد نقد و اشكال قرار مىدهد . اشكال وجه اوّل ( ملازمه ) مصنّف مىگويد : بين وجوب حذر و محبوبيّت آن ملازمه نمىباشد ، زيرا در برخى موارد حذر ، محبوب است امّا وجوب ندارد ، مثل موارد شبهات بدويّه غير مقرون به علم اجمالى كه در مباحث مربوط به آن خواهد آمد احتياط و حذر در شبهات بدويّه ، محبوبيّت دارد ( از باب اينكه : اخوك دينك فاحتط لدينك ، الاحتياط طريق النّجاة و . . . ) ولى وجوب ندارد ، و اين حكم هم در شبهات وجوبيّه ( اعمّ از حكميّه و موضوعيه ) وجود دارد و هم در شبهات تحريميّه ( اعمّ از حكميّه و موضوعيّه ) امّا در شبهات وجوبيّه : در اين شبهات ، احتياط و حذر ، مطلوب و محبوب است ، زيرا احتمال دارد عمل مزبور در واقع ، واجب باشد و اگر شخص آن را ترك كند ممكن است مصلحت و منفعت آن عمل را ( مانند : ارتقاء و تعالى نفس ) از دست بدهد ، نه اينكه ترك آن ، عقاب داشته باشد ، و لذا حذر در اين موارد اگرچه محبوب است ، امّا واجب نيست . و امّا در شبهات تحريميّه : در اين شبهات نيز احتياط و حذر ، مطلوب و محبوب است ، زيرا احتمال دارد عمل مزبور در واقع ، حرام باشد و اگر شخص آن را انجام دهد ، ممكن است به مفاسد و مضارّ ( مانند : آثار وضعيّه سوء ) مبتلا شود ، نه اينكه انجام آن ، عقاب داشته باشد ، بلكه شخص مىتواند به استناد أدلّه ( رفع ما لا يعلمون ، الناس فى سعة ما لا يعلمون و . . . ) مرتكب شود .